عشق یا تروریسم
در شقیقه هایم
تب می کنی
در ذهنم
متراکم تر میشوی
تا روحم را
شبیه رویاهایم
به تسخیر
تفنگدارانی در بیاوری
که هر روز
تروریست تر میشوند
مرزهایم را
محصور کرده ام
اما تو
بی توجه به هر قطعنامه ای
هنوز
هر روز
در پایتختم سقوط می کنی
/**/
زیر نوشت :
گاهی وقتها نمی تونم بنویسم
گاهی وقتها هم که می خوام بنویسم نمی دونم چی بنویسم
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ساعت 9 توسط بی (رامونا)
|