تبر. درخت .هیزم شکن
سقوط کرده ام
به پایان حجم دلتنگی
باورهای سنگی
درون راسته های قلبم
خم میشوند
ایستاده ام
درخت شوم
اما
صدای هیزم شکن
به گوش می اید . خوب گوش کنید
می شنوید
خواب دیده ام
هجوم میبرند چند درخت
به تبرهایی
که از جنگل
سر شار باز گشته اند ...
.
.
.
می بینم
دسته هایی را که
هزار سال درخت بوده اند
تیغه های تبر را به دندان گرفته اند
زیر نوشت :
آینه ها صداقت ندارند می تواند بزگ را کوچک کنند وکوچک را بزرگ .تمام